متن منبروسخنرانی پیرامون تزکیه نفس وعلم آموزی
متن منبروسخنرانی پیرامون تزکیه نفس وعلم آموزی
یکى از ضعفهاى ما این است که ما به موازات علم، به موازات پیشرفتهاى علمى، پیشرفت اخلاقى و تزکیهى اخلاقى و نفسى پیدا نکردهایم؛ این عقبماندگى است. البته امروز در مقایسهى با قبل از انقلاب، بمراتب و مراتب بهتر است - در این هیچ شکى نیست - اما باید پیشرفت میکردیم. در علم پیشرفت کردیم، در سیاست پیشرفت کردیم؛ باید در معنویت و در تزکیهى نفس هم پیشرفت میکردیم. در قرآن هر جا تزکیه و تعلیم از زبان پروردگار است، تزکیه مقدم است بر تعلیم؛ آن هم تعلیم کتاب و حکمت - «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة»(1) - فقط یک جا از زبان حضرت ابراهیم، تعلیم مقدم است.(2) بنابراین ما از تزکیهى اخلاقى و نفسى غفلت کردیم.
لَقَد مَنَّ اللَّهُ عَلَى المُؤمِنینَ إِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن أَنفُسِهِم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَکّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَةَ وَإِن کانوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ
ترجمه : 1 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 164
خداوند بر مؤمنان منت نهاد [= نعمت بزرگی بخشید] هنگامی که در میان آنها، پیامبری از خودشان برانگیخت؛ که آیات او را بر آنها بخواند، و آنها را پاک کند و کتاب و حکمت بیاموزد؛ هر چند پیش از آن، در گمراهی آشکاری بودند.
1 ) سوره مبارکه الجمعة آیه 2
هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأُمِّیّینَ رَسولًا مِنهُم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَکّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَةَ وَإِن کانوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ ترجمه:
و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها میخواند و آنها را تزکیه میکند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت میآموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!
رَبَّنا وَابعَث فیهِم رَسولًا مِنهُم یَتلو عَلَیهِم آیاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَةَ وَیُزَکّیهِم ۚ إِنَّکَ أَنتَ العَزیزُ الحَکیمُ
ترجمه : 2 ) سوره مبارکه البقرة آیه 129
پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری
وَ قَالَ ( علیه السلام ) : مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ .
ترجمه : قصار 73
و آن حضرت فرمود: آن که خود را در مرتبه پیشوایى قرار مىدهد باید پیش از مؤدب نمودن مردم به مؤدب نمودن خود اقدام کند، و پیش از آنکه دیگران را به گفتار ادب نماید، باید به کردارش مؤدب به آداب کند، و آن که خود را بیاموزد و ادب نماید به تعظیم سزاوارتر است از کسى که فقط دیگران را بیاموزد و تأدیب کند
آیه 46 سوره کهف/18 بعد از اشاره به ناپایدارى نعمت هاى جهان مادى، مال و فرزندان را زینت زندگى دنیا شناسانده و انسان ها را به تلاش براى دستیابى به توشه آخرت فرامىخواند: «اَلمالُ والبَنونَ زینَةُ الحَیوةِ الدُّنیا والبقِیتُ الصّلِحتُ خَیرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوابـًا وخَیرٌ اَمَلا»
باقیات الصالحات: 1:فرزند صالح الف:لقمه حلال
1:خانواده
ب:معلم خوب: 2:استاد ومعلم(مدرسه)
3.امام جماعت(مسجد)
ج)دوست ورفیق مناسب(اجتماع)
2.علمی که انسان از خودش برجای میگذارد(کتب شهید مطهری،بنایی،نجاری،...)
3.صدقه جاریه(ساخت مدرسه،مسجد،کاشت درخت،آبسردکن و.....)
اذا مات ابن آدم انقطع عمله الا عن ثلاث؛ وقتی که فرزند حضرت آدم بمیرد، پرونده عملش بسته می شود و برای او ثوابی نمی نویسند، مگر برای سه طائفه:
ولد صالح یدعوا له؛ فرزند صالحی که برای او استغفار می کند. عمل صالح آن چیزی است که با روح سازگار باشد.
حضرت نوح علیه السلام از خداوند تقاضا کرده بود، همان طور که وعده دادی اهل مرا نجات دهی، فرزند من اهل من است، او را نجات بده! انی اعظک ان تکون من الجاهلین؛ هود/46 خطاب رسید: من تو را پند می دهم که مبادا از جاهلین باشی. این فرزند، عمل غیرصالح انجام داده و لذا در قرآن یاد خیری از او نمی شود بلکه می فرماید: لیس من اهلک انه عمل غیرصالح؛ هود/46؛ او از اهل تو نیست و غیرصالح است و بر طبق هوای نفس رفتار می کند، دنبال پدرش که پیامبر اولوالعزم است نمی رود.
پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد
با این وضعیت حضرت نوح دست از تبلیغ برنمی داشت. او را آن قدر کتک می زدند تا غش می کرد، ولی دوباره اصرار بر هدایت مردم داشت. اگر ولد، صالح باشد، مردم یادی از پدرش می کنند، می گویند خدایا فلانی را بیامرز که چنین فرزندی را به جای گذاشته و اذیت و آزار او به کسی نمی رسد.
او علم ینتفع به؛ طایفه دومی که پرونده عملش بسته نمی شود، کسی است که علمی داشته باشد و مردم بعد او از عملش بهره برداری کنند. بزرگان ما این گونه بوده اند، شیخ مفید، شیخ طوسی و امثالهم که از دنیا رفته اند آثار علمی شان هنوز وجود دارد و مردم از آن بهره مند می شوند.
طایفه سوم، صدقة جاریة؛ صدقه ای که بعد از خودش جریان دارد، یعنی کار خیری می کند بعد از او مردم به آن عمل می کنند. شخصی قسمتی از اموال خود را وقف امور خیر می کند بعد از خودش مردم به آن عمل می کنند و در امور خیریه مصرف می کنند و برای واقف طلب آمرزش می نمایند، یا این که سنت حسنه ای را باقی می گذراند. مؤسس حوزه علمیه قم، مرحوم آیةالله حائری، سنت حسنه درست کرد، آن چه محصلین محترم در این حوزه و حوزه های دیگر درس می خوانند و کار خیر انجام می دهند و مردم را هدایت می کنند، ثوابش به او هم می رسد.
من سن ستة حسنة فله اجرها و اجر من عمل بها الی یوم القیامه من غیر ان ینقص من اجورهم شیء؛ الکافی/ج5/10؛ کسی که طریق حسنه ای در میان مردم به جریان بیندازد، اجر آن حسنه و اجر عاملین بدان را تا روز قیامت دارد. البته مشروط بر این که دیگری نیاید و این سنت را از بین ببرد حکمت 147 نهج البلاغه:
یَا کُمَیْلُ: الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ، الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَأَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ، وَالْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ، وَالْعِلْمُ یَزْکُوا عَلَى الاِْنْفَاقِ، وَصَنِیعُ الْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ. یَا کُمَیْلُ بْنَ زِیَاد: مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِینٌ یُدَانُ بِهِ، بِهِ یَکْسِبُ الاِْنْسَانُ الطَّاعَةَ فِی حَیَاتِهِ، وَجَمِیلَ الاُْحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ، وَالْعِلْمُ حَاکِمٌ، وَالْمَالُ مَحْکُومٌ عَلَیْهِ. یَا کُمَیْلُ: هَلَکَ خُزَّانُ الاَْمْوَالِ وَهُمْ أَحْیَاءٌ، وَالْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ الدَّهْرُ: أَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ، وَأَمْثَالُهُمْ فِی الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ. هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً ـ وَأَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ ـ لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً! بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَیْرَ مَأْمُون عَلَیْهِ، مُسْتَعْمِلاً آلَةَ الدِّینِ لِلدُّنْیَا
اى کمیل! علم از مال بهتر است (چرا که) علم، تو را پاسدارى مى کند ولى تو باید مال را پاسدارى کنى. مال با هزینه کردن کاستى مى گیرد در حالى که علم، با انفاق افزون مى گردد. دست پروردگانِ مال، با زوال آن از بین مى روند. (ولى دست پروردگان علوم پایدارند) اى کمیل بن زیاد! آشنایى با علم و دانش آیینى است که انسان به آن جزا داده مى شود و باید به آن گردن نهد، به وسیله آن در دوران حیات، کسب طاعت فرمان خدا مى کند و بعد از وفات نام نیک از او مى ماند. (در حالى که مال به تنهایى نه وسیله طاعت است نه سبب نیک نامى بعد از مرگ) علم حاکم است و مال محکوم علیه (علم فرمانده است و مال فرمان بردار). اى کمیل! ثروت اندوزان هلاک شده اند در حالى که ظاهراً در صف زندگانند; ولى دانشمندان تا جهان برقرار است زنده اند خود آنها گرچه از میان مردم بیرون رفته اند; ولى چهره و آثارشان در دل ها ثبت است. (سپس امام علیه السلام) فرمود: درست است که عالمان با عمل اندک اند.
- ۹۷/۰۷/۳۰