روش تبلیغ
در دعوت، باید هر دو رکن تبشیر و انذار توأم باشد. تبشیر، قائد است و انذار، سائق. «قائد» یعنی جلوکش. کسی را که مهار اسب یا شتری را میگیرد، او از جلو میرود و حیوان از پشت سرش، قائد میگویند. به آن کسی هم که حیوان را از پشت سر میراند سائق میگویند. تبشیر حکم قائد را دارد، یعنی از جلو میکشد، و انذار حکم سائق را، یعنی از پشت سر میران. پس هر دوی اینها یک عمل انجام میدهند. البته این کار نیاز به دقت دارد وگرنه ممکن است به «تنفیر» بینجامد. گاهی بعضی از دعوتها، نه تنها سوق دادن و قائدیت نیست، بلکه تنفیر است، یعنی نفرت ایجاد کردن و فراری دادن. و این، اصلی روانی در روح انسان است. روح انسان فوق العاده لطیف است و زود عکس العمل نشان میدهد. اگر انسان در یک کاری بر روح خودش فشار بیاورد تا چه رسد به روح دیگران، عکس العملی که روح انسان ایجاد میکند گریز و فرار است. خیلی چیزهاست که اثر تنفیر دارد یعنی مردم را از اسلام متنفر میکند. خشونتها و ملامتهای زیاد نیز از این قبیل است. ملامت گاهی خیلی مفید است، ولی در بسیاری از موارد، ملامتِ زیاد نفرت ایجاد میکند. دین اسلام «سماحت» دارد. «دین با گذشت است» یعنی چه ؟ یعنی در اصول محکم است ولی در فروع گذشت دارد. دینی که به شما میگوید وضو بگیر، همین دین به شما میگوید اگر زخم یا بیماریی در بدن تو هست و خوف ضرر داری، تیمم بکن، وضو نگیر. این معنیاش سماحت دین اسلام است. یعنی یک دین یک دنده لجوج بیگذشت نیست، در جایش گذشت دارد. در کل باید دانست که ایمان اجبار بردار نیست، چون ایمان اعتقاد است و گرایش و علاقه است. اعتقاد و علاقه را که با زور نمیشود ایجاد کرد.
آیه39 سوره احزاب، از آن آیات کمرشکن برای داعیان و مبلغان دین و مذهب است. دو شرط برای آنان که رسالات الهی را تبلیغ میکنند وجود دارد: یکی اینکه از خدا میترسند و دیگر اینکه از غیر خدا از احدی نمیترسند. خشیت یک معنای خاصی دارد که با خوف فرق میکند . «خوف» یعنی نگران عاقبت و آینده بودن، فکر و تدبیر برای آینده و عاقبت یک کار کردن. ولی «خشیت» آن حالتی است که ترس بر انسان مسلط میشود و انسان جرأت را از دست میدهد. پس مبلغان حقیقی، یک ذره جرأت و تجری بر خدا در وجودشان نیست، اما در مقابل غیر از خدا، جرأت محض هستند و یک ذره خود را نمیبازند. نکته دیگر در تبلیغ و دعوت ذکر است. تذکر یعنی یادآوری. خیلی از مسائل در فطرت انسان و حتی گاهی در تعلیم انسان وجود دارد، ولی انسان از آنها غافل است. احتیاج به تنبه و بیداری و تذکر و یادآوری دارد.
برگرفته از کتاب سیری در سیره نبوی شهید مطهری
- ۹۷/۰۷/۲۹