وعده گاه حزب الله صحن ابا عبدالله

حق عیانست ولی طایفه ایی بی بصرند

وعده گاه حزب الله صحن ابا عبدالله

حق عیانست ولی طایفه ایی بی بصرند

وعده گاه حزب الله     صحن ابا عبدالله

به کانال مشاور در شبکه های اجتماعی بپیوندید👇
سروش. http://sapp.ir/moshaver67
ایتا https://eitaa.com/moshaver67
بیسفون پلاس، http://bpn.im/moshaver67
پیام رسان گپ https://gap.im/moshaver67
تلگرام https://t.me/moshaver67

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
نویسندگان
طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

زمین کشمکش

دکتر ساسان دیده بان | يكشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۵۴ ب.ظ

زمین کشمکش

 

با پیروزی انقلاب تقابل حق و باطل وارد مرحله جدیدی شد و جبهه­ بندی­ها تماماً تغییر کرد. با تأسیس جمهوری اسلامی، تقابلی کامل و در همه عرصه­ها، از یک طرف بین راه انبیاء و اوصیاء و علما و از طرف دیگر راه شیاطین به وجود آمد. از آن به بعد صحنه درگیری­ها همه­جانبه و برای نابودی طرف مقابل انجام شد. پیروان شیاطین برای از بین بردن این ندای حق، 10 سال درگیری سخت و هجمه نظامی را در دستور کار قرار دادند، اما کم­کم به این باور رسیدند که از پس این نهال قد بر کشیده برنمی­آیند و مجبورند که نظام جدید تازه سربرآورده را به رسمیت بشناسند و وجودش را تحمل نمایند.

بعد از این مرحله، درگیری­ها به عرصه فرهنگی کشیده شد تا اصل و اساس این گفتمان زیر سوال برود و زیر فشارهای شدید فرهنگی و تبلیغاتی، جمهوری اسلامی روح خود را از دست داده و از اشائه گفتمان حق­محور خویش دست بکشد. تحلیل اتفاقات و حوادث، نشان­دهنده پیروزی مطلق جمهوری اسلامی ایران در این نبرد و نفوذ بیشتر این گفتمان در سطح جهان و عمیق­تر شدن آن در داخل کشور است. اما بررسی­ها این نتیجه را هم نمایش می­دهند که برخلاف «اصل گفتمان»، در محور «سبک زندگی»، پیروزی با غربیان بوده است.

جنگ هشت ساله تمام شد و ساختن کشور آغاز گشت. کشور به «پیش» می­رفت و سازندگی ادامه می­یافت و همین «رفتن» بود که نظام­های گوناگون جامعه را دگرگون می­ساخت. تطبیق با مقتضیات جدید، همان بود که روشنفکران آن را «الزامات پیش­رفت» می­خواندند. غرب توانسته بود دو عامل مهم جریان­سازی عمده فرهنگی کشور را، هم­سو و هم­جهت با الگوی خویش سازد ؛ یکی تفکرات حاکم بر مدیران و دولت­مردان، و دیگری اندیشه­های مسلط بر فضای رسانه­ای کشور. از طرفی تعامل تنگاتنگ اقتصاد و سیاست با رسانه­ها، باعث تقویت تفکرات مسلط بر هرسه حوزه و در نتیجه تشدید اثرات مورد دلخواه غرب می­شد. از یک طرف پژواک نظریات جدید حکومت، در اکثر قریب به اتفاق رسانه­های کشور شنیده می­شد. و از طرف دیگر مناسبات جدید اقتصادی و سیاسی، به خصوص تنش­های ناشی از حضور یک اقتصاد لیبرالیستی، مردم را به توجه هرچه بیشتر به رسانه­های جدید وادار می­کرد. لزوم کاهش سطح تنش­های یادشده و احتیاج به ساعات تفریح، آنها را هرچه بیشتر به سمت رسانه­ها سوق می­داد تا جذابیت­های رسانه­ای بتواند، روح درگیر شده با اقتصادِ بی­رحم و پرتنش بازار آزاد را التیام بخشد، البته نه کامل! این روند در نهایت منجر به ظهور «رسانه­های خنثی» شد؛ رسانه­هایی که فقط مُسَکن بودند و خود از وارد آوردن فشاری جدید، ابا می­کردند. از این رو بود که این رسانه­ها، به طور مستقیم بحثی راجع به مباحث اختلاف­انگیز ایدئولوژیک به راه نمی­انداختند و به برنامه­های کلیشه­ای حداقلی اکتفا می­نمودند. باید توجه داشت که منظور از «رسانه­های خنثی» نوع جدید یا عجیب و غریبی از رسانه نیست. منظور همان­هایی هستند که همه می­شناسند؛ تلویزیون، رادیو، سینما، بازار موسیقی و اکثر روزنامه­ها و نشریات. بدیهی است که چنان حالتی، هم به نفع مدیران بود و هم رسانه­ها. مردم توسط رسانه­هایی که خود رابه تغافل زده بودند «جذب» می­شدند. مدیران هم بر غفلت مردمِ جذب شده، از مسائل اولویت­دار انقلاب می­افزودند، هم فال و هم تماشا!!

عدم حضور جدی مباحث ایدئولوژیک، کمترین نیاز به فکر و بحث و گفتگو، و به تبع آن کمترین «مخالفت با فضای موجود» را در میان مردم، به وجود آورده بود. این عدم مخالفت و نقد از طرف مردم، از دو جهت مطلوب بود. (البته از منظر آنها، نه ما) اول آنکه سیستم اداره کشور نزد مردم، «مطلوب» نشان داده می­شد. (چراکه نقد طیف­های دیگر مدیریتی، فرصت مطرح شدن نمی­یافت) دوم آنکه همه اقدامات دارای پشتوانه قوی کارشناسی جلوه می­کرد. (چراکه نقد کارشناسان مطرح نمی­شد). بنابراین در ظاهر امر، هم مدیران راضی بودند، هم اهالی رسانه و هم مردم! اما واقعیت آن است که اندیشه نیاز مبرم جامعه است، آن هم چنین جامعه انقلابی و پویایی. در صورت عدم توجه به تولید فکر، تفکرات اغیار، اعمال و رفتار جامعه را تغذیه می­کنند. این گونه بود که دوگانه جذب- تغافل، عرصه را برای حضور هرچه بیشتر اندیشه­های غربی مهیا ساخت و این حضور، «خاک فرهنگی» کشور را در اختیار آنها قرار داد.

کار به جایی رسید که دیگر روح حاکم بر سبک زندگی مردم، روح غربی شده بود. دیگر جامعه، روح اسلامی نداشت، حداقل در حوزه رفتار و گفتار. کم کم تمام مناسبات زندگی غربی شد و این غربی بودن، نه تنها غیر عادی جلوه نمی­کرد، بلکه ارزش هم محسوب می­شد! البته باید توجه داشت که منظور از روح، آن چیزی که به ایمان و اعتقادات مردم مربوط می­شود، نیست. بگذریم که ایجاد همین فضا هم، ایمان خیلی­ها را بر باد داد و آمدن ظاهر غربی، اعتقاد قلبی جمعیت کثیری را هم برد. اما در هر حال، منظور از روح حاکم، آن تلقی مشترک افراد مجموعه از سبک زندگی است که زیربنای قوانین حاکم بر رفتار سیستم است. نسبت آنها با قوانین و مناسبات درون سیستم، چون نسبت قوه با بدن است، یعنی نیروی پیش­برنده سیستم. شاید بهتر باشد به جای حلول روح جدید در پیکر، این تعبیر را به کار ببریم که «جامعه اسلام­خواه پیل­پیکر ایران، «جن زده» شد!» یعنی در عین حال که روح حاکم بر اصل نظام و انقلاب، همان اسلام ناب محمدی (ص) بود، روان تحت تأثیر طلسم سبک زندگی غربی قرار گرفته بود. و این جن­زدگی، هر روز آن پیکر تنومند را نحیف و نحیف­تر کرد، تا بدانجا که «بیمارش» ساخت... و در تمام مدت بیماری، جسم و جان جامعه را به عذاب افکند. اما سرانجام مقاومت رهبر معظم، مردم و خواص دلسوز انقلاب ثمربخش شد و نظام، به­ویژه پس از سال 88 ، به استواری کم­نظیری در تمام دوران حیات خویش رسید. اما حال وقت چیست؟ اکنون پس از آن همه مقاومت و با تثبیتِ تا حدودی اطمینان­آورِ گفتمان اسلام ناب محمدی (ص)، نوبت به آن رسیده که در ارائه سبک زندگی نیز گام­های اساسی برداشته شود.

ادامه دارد...

  • دکتر ساسان دیده بان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی